76

تعالی انسانهای بزرگ از آنجایی شروع می شود...
که با رفتن انسانهای کوچک،حفره ای عظیم را درون قلبشان حس می کنند،
که نمی توان آن را با دلخوشی به احساسات زمینی پر کرد!!!
برای تسکین آن قلب،
فقط باید اوج گرفت...

_____________________________________________________________________

پ.ن1: حتی با برگشتن انسانهای کوچک جای اون حفره پر نمیشه!!!

پ.ن2: فقط باید به منبع آرامش متصل شد تا کوچیکی دنیا اذیتت نکنه!!!

پ.ن3: این یه قانونه!!!

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساغر

سلام منم از وقتی وارد 20 سال شدم دیگه اس ام اس بازی برام جذاب نیست . قبلش خیلی مهم بود برام . ولی الان بعضی وقتا یهو حس می کنم دلم واسه ساغر دبیرستانی تنگ شده.اون شنگول تر بود.شادتر بود.انرژی مثبت داشت کیلو کیلو.شر و شیطنت ازش می بارید.ولی این یکی انگار افسرده است.خیلی سنگین رنگینه دیگه. اما هنوزم بعضی ها هستن که دلم می خواد باهاشون عین اون وقتا رفتار کنم.مثل همین آدم خاص.خاص به خاطر حیطه فعالیت اجتماعیش میگم.از اون شخصیت هاست که دوسش دارم . از اونا که تا قیامت هم که بخوای پا به پات میاد و کم نمیاره . از اونا که همیشه حرف واسه زدن داره . از اونا که کیف می کنی باهاش کل کل کنی و حرصش رو دربیاری . از اونا که دلت می خواد بهت گیر بده تا یه بحث جدید شروع شه .از اونا که حوصله ات باهاشون سر نمیره.اینجور ادما از درجا زدنم جلوگیری می کنن.همیشه اینقد تکرار می کنه حرف و سوالش رو که بگردی دنبال جواب.بحث باهاش معمولا بی نتیجه است و طولانی.خلاصه لحظه های خوبی واسه آدم رقم می زنه.همه آدمای اینجوری همین حال خوب رو بهم میدنا.ولی من هیچ وقت نتونستم اینا رو نگه دارم.همیشه تکبر این وسط یه گندی زده.همیشه هم خودم اول یه چیزی میگم ک

ساغر

ممنونم بابت لینک غرور از همه چی واسه من مهم تره از همه چی می گذرم اما نمیذارم یه خش رو غرورم بیفته خیلی وقتا همین غروره باعث شده با این آدم های خاص اشنا شم اصن . همین ادم هم به خاطر غرورم اون شب اونجوری بحث باهاش کش اومد.ولی اونم کم نداره دیگه :دی مهم نیست شایدم هست نمی دونم ولی هیچ وقت واسه برگشتن کسی اقدامی نکردم اما بوده مواردی که بعد از حتی گذشت سال ها برگشته . . . هر چی خدا بخواد مهم خاطره های خوبه . که کم ندارم شکر خدا اون عکسم خودم هستم البته نصفه نیمه :دی فعلا به موندگاری کسی فکر نمی کنم . . . اما همیشه منتظر یه اتفاق هستم . . .

ساغر

اااا بقیه اش نیومده ؟ زیر کامنت خودت تو وبلاگم هست

عادل

[گل]دروووود میبینم که همچنان امیدوار درصد میشماری؟ توی این فکرم درصدت باید24 شده باشه. چرا حقیقت رو نمیگی؟ بگو که 24 شده[نیشخند]

ساغر

به نظر خودم غرورم کافیه ولی همه تو برخوردای اول میگن متکبری . یعنی غرور زیادی داری . اما فکر نمی کنم خودم این غروری که ازش تو این رابطه ها حرف می زنم به این معنی هست که خودم رو به دست و پای کسی نمیندازم . از خودم کم نمی کنم که کسی رو داشته باشم یا به چیزی برسم . ناز نمی کشم . از باورهام نمی گذرم هر چندم که برا طرفم ناخوشایند باشه . مگر اینکه اون بتونه قانعم کنه که درست میگه . این همیشه باعث شده طرفم حریص تر بشه . . . ولی بعد می بینه اشتباه کرده :دی همچین آش دهن سوزیم نبودم :دی مخصوصا زبونم که متاسفانه تنده . . . یه چیزی میگم که فکر نمی کنم بد باشه اما بر می خوره به طرف :دی ولی خب همیشه آدم های اون جوری که برات توصیف کردمو دوست دارم . از رابطه باهاشون خوشحال میشم . با اینکه می دونم موندگار نیستن . یعنی من آدم نگه داشتن این رابطه ها نیستم . والا اونا هم خیلی دست نیافتنی نیستن . آغوش من همیشه برا آدم هایی که به حرکت و بحث و تفکر مجبورم کنن بازه

فرزانه

پ.ن2: فقط باید به منبع آرامش متصل شد تا کوچیکی دنیا اذیتت نکنه!!! [قلب]

سارا

وای هانی... خیلی قشنگ گفتی! خیلی چسبید! واقعا دوس داشتم![گل]