64

 به عینه دیدم که همه رو سوار ماشین می کردن می بردن پاسگاه ولی ماموراشون با نگاه های بی شرمشون حتی یه دختر محجبه چادر به سر رو هم در امان نذاشته بودن!!

خعلی دوس داشتم برم جلو باهاشون بحث کنم ولی چون می دونم منطق رو قبول نمی کنن و ترسیدم منم بگیرن نرفتم!!!

مشکل از ماست... به جای اینکه از بچگی به پسرامون هم یاد بدیم کنترل نگاهشون رو داشته باشن  فقط به دخترامون یاد میدیم هرچی پسر هیزتر بود تو روتو محکم تر بگیر....

به بچه هامون باید یاد بدیم که حد وسط رو نگه دارن!!! یه اندازه دخترم تو پوششتو درست کن به همون اندازه هم پسرم تو جلوی نگاهاتو بگیر....

قبول دارم بعضی از دخترا هم چیزی می پوشن که حتی پسری هم نخواد نگاه کنه چشمش میفته... ولی نه هممه که!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

/ 7 نظر / 11 بازدید
هانیه

نه هانی جونم نمیشه باید همون جمله هایی که من گفتم و بگه وگرنه اون کسی که من میخوام نیست و میرم دنبال یکی دیگه...

آنا

به این هرکیها باید اضافه کرد اونایی که اختیار دستاشونم ندارن[شیطان]

آنا

واس چی میای تو وبلاگ برام مینویسی شطوری( شتری)؟[نیشخند]

هورشید

سلام دوست عزیزم مسلما خیر به نکته ظریفی اشاره کردی ...آفرین

مهسا...

چی بگم والله![ناراحت]

آنا

[خنده]..این واسه اشتباهاتت..من ناراحت نشدم...

شادمانه

با این نظرت در مورد تربیت واقعا موافقم در مورد پوشش بعضی ها، هم موافقم اما درمورد بیان کردن نظرت، به شیوه حضوری مخالفم،‌چون تاثیر خوبی نمیذاره و اونا بهم زدن نظم رو بهانه میکنند باهمه اینها راههایی هس که نظرش رو ادم بگه منجمله 197،‌گاهی من نتیجه گرفتم. از یه تلفن عمومی زنگ بزن